/ 7 نظر / 21 بازدید
آزاد

آدمی پرنده نیست‌ تا به هر کران که پرکشد، برای او وطن شود سرنوشت برگ دارد آدمی‌ برگ‌، وقتی از بلند شاخه‌اش جدا شود، پایمال عابران کوچه‌ها شود سروده : قنبر علی تابش

هلیا

سلام. ممنون که پس از مدتها سر زدی. خوشحالمون کردی. این نوشته اونقدر زیباست که خوندن دوبارش هم می ارزه. موفق باشی.

سحر

سلام.خیلی قشنگ بود [لبخند][گل]

فهیمه

سلام.ممنون که بهم سر زدین! ولی خیلی وقته که وبلاگم تار عنکبوت بسته! شاید یه روز دستی به سر و گوشش کشیدم!:-) و مطلبتون...عالی بود! همه ی اینها آرزوهایی که تو وجود هر آدمی هست ولی شاید فرصت نمیکنه تو کنج ذهنش دنبال آرزوهاش بگرده و پیداش کنه! برای همین هم آرزوهاتون برام جدید بود! ممنونم!:-)

سارا دارا

ای جانم هنوزم نوشته هات زیبا و دلنشینه ....خیلی نوشته ها ت و دوس دارم ....مرسی